به نام نامی خداوندگار...

 

من کورش تهامی هستم. در چهارمین روز از دومین ماه سال بدنیا اومدم وروحیه ام کاملا متأثر از فصلی ست که در آن پا به جهان گذاشتم. از همان دوران کودکی موسیقی و نمایش تاثیرات بارزی روی من داشت که به نظر خودم به خاطر ذهن عجیب و خیال پردازی ست که از همان زمان ها داشتم. هیچوقت امکان نداشت داستان هائی که برایم می گفتند رو بدون تصویر سازی در تخیالتم دنبال کنم و مدام خودم رو جای یکی از شخصیت های اون نگذارم و داستان رو از دریچه ی نگاه خودم پی نگیرم. حرف از کودکی شد...واقعا چه دنیای زیبا و بی غل و غش عجیبیه این کودکی! هنوزم بعضی وقتها من رو احاطه می کنه و با خودش می بره تا ته کوچه های صمیمیت و سادگی های خودش. بگذریم، یکی از داستان هائی که اون موقع ها بیشتر از بقیه عاشقش بودم و از مادر بزرگم بار ها و بارها خواهش می کردم برام تعریفش کنن؛ قصه ی زیبای "آقا موشه و خاله سوسکه"بود. چه لحظات حیرت انگیز و بکری داشت این داستان. من هر بار قصه رو می شنیدم بیشتر شیفته ی شخصیت آقا موشه می شدم و دلم می رفت برای اونهمه عشق و فداکاری های اون شخصیت دوست داشتنی. البته بیان زیبای مادر بزرگم هم بی تاثیر نبود چون قصه رو با تمام عشقی که به من داشت، زیباتر و شیواتر و تصویری تر از اونچه که بود تعریف می کرد. خدایش بیامرزد...چند سالی گذشت و من در یک روز خاص با نمایش "شهرقصه" آشنا شدم. نمایشی که ابتدا از طریق نوار کاست درکش کردم و همان آقا موشه ی عزیز رو دوباره در اون یافتم. اما اینبار اون با آواز حرف می زد و همین باعث شد من بیشتر از قبل درگیرش بشم و همه ی روزها رو با عشق به آینده ایکه بازیگر بشم و روی صحنه نقش موش عاشق پیشه ی نگران و احساساتی رو بازی کنم، گذروندم...اینها همه رو گفتم برای اینکه فکر کردم شاید براتون جالب باشه که بدونین ماجرای بازیگرشدن کورش تهامی از کی وکجا شروع شد.

همراه من در زندگی

همسرم " پونه یزدانی " همکارم نیست اما از هنر خیلی سر در میاره. فارغ التحصیل رشته ی نقاشی و دو دوره ی گریم بین المللی رو گذرونده. عاشق رنگهاست و یه جورایی استاد چیده مان رنگ ها در کنار همدیگه است.

 

 

 

Instagram ویکیپدیا آپارات من Pin Facebook

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به کورش تهامی می باشد

طراحی سایت OnNet